
وقتي
شيوه ي دهانت
همرازِ
تاريك ترين بن بست ،
تلخ مي شود ،
آواره ي ِ
بي آواز ترين كوچه ها ی ولگرد،
منم .
آه
اي ستاره ترين اتفاق
در غفلت مرموز شب !
پنجه ها يت
در حافظه ي سرد و سياه اين تنها
چه خورشيدي بود
چه خورشيدي !
+ نوشته شده توسط غلامرضا منجزی در یکشنبه سوم شهریور 1387 و ساعت
12:53 |

