ر
و
ا
ز
نگاهت
نیل به آسمان می ا فشاند
و دریغ !
کبوتر چشمان من
گم کرده بام
نشئه ی پروازند .
در لکنت امروز آفتاب
تهجی فدا شدن هیچ سخت نیست
قفلی بسته ام
بر ضریح سپید بالهایت
تا ضمانت پاکی دستهایم باشند
در هوایی
که پندار پرواز
پروانه ای است مصلوب
به دفتر های کهنه .
+ نوشته شده توسط غلامرضا منجزی در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت
14:7 |

